الفيض الكاشاني
352
راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )
بىارزش دنيا گرفتار نكرد ، يا بگويد : پناه بر خدا از بىشرمى از خدا مىخواهيم كه ما را از آن حفظ كند و قصدش از اين سخنان فهماندن عيب ديگران است و با صيغهء دعا او را غيبت مىكند . همچنين گاه كسى كه قصد غيبتش را دارد جلوتر مىستايد و مىگويد : حال فلانى چه خوب است ، در عبادات كوتاهى نمىكرد ولى سستى بر او عارض شده و به دردى گرفتار شده كه تماممان گرفتاريم و آن كم صبرى است . از خودش ياد مىكند و مقصودش نكوهش ديگرى است و خود را با شبيه بودن به صالحان مىستايد در حالى كه صالحان را نكوهش مىكند در نتيجه غيبت كننده و ريا كار مىشود و خود را تزكيه مىكند در حالى كه سه گناه را با هم انجام مىدهد ولى به سبب نادانى خود مىپندارد كه از صالحان است و از غيبت پاك . همچنين شيطان با جاهلان متعبّد بازى مىكند ، چرا كه شيطان آنها را به زحمت مىاندازد و با حيله گريهايش اعمال آنها را هدر مىدهد و بر آنان مىخندد و ريشخندشان مىكند . از همين نوع غيبت است كه آدمى عيب شخصى را بازگو كند و بعضى از حاضرين متوجّه نشوند از اين رو بگويد سبحان الله چه شگفتآور است اين تا به حرف غيبت كننده گوش دهند و از گفتار او آگاه شوند . پس ياد خدا كند و نام خدا را وسيلهاى براى تثبيت پليدى او قرار دهد در حالى كه از روى جهل و غرور از اين كه خدا را ياد كرده بر خدا منّت مىنهد . همچنين مىگويد : از استخفافى كه به فلان دوستمان رسيد غمگين شدم و از خدا مىخواهيم كه غمش را به شادى تبديل فرمايد ، در حالى كه در دعا كردن و اظهار اندوهش دروغگوست ، بلكه اگر ( واقعا ) قصد دعا كردن دارد بايد پس از نماز و در نهان برايش دعا كند و اگر از حالت او غمگين است بايد غم خود را با اظهار كارى كه طرف نمىپسندد آشكار نسازد ، همچنين مىگويد : اين بيچاره به بلاى بزرگى گرفتار شده خدا ما و او را بيامرزد . وى در تمام اين موارد ( به قصد دلسوزى ) اظهار دعا مىكند در حالى كه خداى متعال از پليدى باطن و قصد پنهان او آگاه است و او به سبب نادانىاش نمىداند گناهى بزرگتر از گناه علنى